محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
342
خلاصة الحكمة ( فارسى )
شأن منع و زجر و توبيخ و حدود و تعزيرات مقرّر نمودهاند براى كسى كه آن را به عبث و استمنا و بىجا و به زنا و لواط و مساحقه صرف نمايد و مندفع گرداند . و از اين جهت است كه در هنگام مبالغه به دفع و اخراج آن - به هر نحو كه باشد - ضعف و قصور در جميع اعضاء و ارواح و قوا و امراض مذكوره عارض مىگردد . مادّهء آن ، به قول « ابقراط » از دماغ نزول مىنمايد به واسطهء دو رگى كه خلف اذنين است و به نخاع مىرسند و از نخاع به كليتين و از كليتين به انثيين مىآيند . و از هر عضو رئيس و غير رئيس شعبهاى به اين دو رگ پيوسته است كه مادّهء منى - كه جزء فاضل از هر عضو است - از آن شعبه به جانب آن دو « 1 » رگ مىآيد و با خميره منضم مىگردد ؛ بدين وجه كه اوّلًا در رگهاى كيس مىآيد و در آن نضج و استحاله و صورت بياضى حاصل مىنمايد ، پس در بيضه مىآيد و نضج و استحالهء تام يافته [ و ] سفيد غليظ به لون « محل » مىگرداند - مانند شير در پستان - ؛ زيرا كه منى و شير تا در اعضايند به رنگ خوناند و چون در رگهاى كيس و عروقِ پستان آمدند ، سرخى آنها اندك كم مىگردد و چون به انثيين و پستان داخل شدند ، سفيد مىگردند . و از اين جهت است كه در مبالغهء بسيار به جماع ، منى به رنگ خون دفع مىگردد و در ضعف انثيين ، منى سرخ رنگ برمىآيد . و دليل بر آن كه مادّه و خميرهء آن از دماغ مىآيد آن است كه : از انقطاع آن هر دو رگ ، قطع تناسل لازم مىآيد . و دليل بر آمدن از جميع اعضاء به واسطهء شعبههايى كه متّصل بدان و ملحق بدان شدهاند آن است كه : از استفراغ آن ، فتور و ضعف در جميع اعضاء - خصوص اعضاء رئيسه - ظاهر مىگردد . و ضعف و قصورى كه در بعض اعضاء پدر باشد ، در اعضاء فرزندان نيز در اغلب مىباشد . و بعضى بر آن هستند كه مادّهء منى ، از تمامى اعضاء به جانب كبد مىآيد بدون تعيينِ بودنِ اصل و خميرهء آن در عضوى خاص ، پس از جگر به توسّط شعبههاى اجوفِ نازل ، به كليتين مىرود و در آن جا از مائيت صافى گشته و اندك قوامى يافته [ و ] در مجرايى كه ميان گرده و خصيتين است و تعاريج و پيچهاى بسيار دارد [ فرود آمده ] و در
--> ( 1 ) . ب : ( دو ) حذف شده .